محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
109
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
بخش دوم دعوت ابراهيم ( ع ) پيش از اين اشاره كرديم كه قوم ابراهيم ( ع ) افزون بر پرستش ستارگان ، بتها را نيز مىپرستيدند ، از اين روى بهتر است كه موقعيت حضرت ابراهيم ، پدر پيامبران را ، در دو بخش جداى هم ، در برابر چند گانه پرستىهاى قوم او مورد بررسى قرار دهيم : 1 . برخورد ابراهيم با ستاره پرستى قرآن كريم در آياتى از سورهء انعام مناظرهاى را كه ميان ابراهيم ( ع ) و قوم او درباره ستاره پرستى درگرفت ، بيان مىدارد و مىفرمايد : « و بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم مىنموديم تا از يقين كنندگان باشد ، پس وقتى شب بر او پرده انداخت ، ستارهاى ديد ، گفت اين پروردگار من است . پس چون افول كرد ، گفت افول كنندگان را دوست ندارم . آنگاه چون ماه را بر آمده ديد ، گفت : اين پروردگار من است ، پس چون فرو نشست ، گفت : اگر پروردگارم مرا راه ننمايد ، البته از گمراهان خواهم شد ، آنگاه چون آفتاب را بر آمده ديد ، گفت : اين پروردگار من است ، اين بزرگتر است . پس چون فرو نشست ، گفت : اى قوم من ، من از آنچه [ براى خداوند ] شريك قائل مىشويد ، بيزارم . من پاكدينانه روى [ دل ] خويش را به سوى كسى مىنهم كه آسمانها و زمين را آفريده است ، و من از مشركان نيستم . و قومش با او احتجاج ورزيدند . گفت : آيا در [ بارهء ] خدا با من احتجاج مىورزيد ، حال آنكه در حقيقت مرا